• کدخبر: 44797
  • تاریخ انتشار خبر: ۹:۲۴ ق.ظ - شنبه ۱۳۹۵/۰۶/۲۷
  • چاپ خبــر
455
چالش­ هایی با جنس متفاوت؛

چالش های ورود به وادی فرهنگ/ وقتی در خواستگاری هم «فرهنگ» شغل محسوب نمی شود!

از جهت مالی ورود افراد به این حوزه چالش زا بوده و از حداقل حقوق هم نمی­ توان صحبت کرد؛ تامین معیشت از این مسیر سختی­ های خاص خود را دارد. اهمیت آن برای خواص پر واضح است لکن بستری فراهم نیست که فرد با خیالی آسوده­ تمام وقت خویش را در این فضا هزینه کند.

به گزارش پایگاه خبری سفیر تیران و کرون  مسعود فهامی/ حیاتمان با برخی مفاهیم کلیدی گره خورده و ناگزیر درگیر آنها هستیم؛ اما این قرابت به اندازه ­ای وجود دارد و در لحظه لحظه­ ی زندگی جاری است که عظمت و جایگاه ویژه­ اش در تار­وپود مشغله­ های روزمره گم می­ شود. مفاهیمی نه از جنس ماده و صورت و نه قابل درک توسط حواس ظاهری، بلکه معانی تحقق یافته در ورای ماده و محیط بر زندگی جاری…

عموم مردم تصور درستی نسبت به این مفهوم ندارند و غالباً مرتبه­ ی وزینی برایش قائل نیستند. در اقلّ کارها و در نهایت بی­ توجهی دسته بندی می­ شود، فعالیت­ های مرتبط با این مفهوم به نوعی شغل مستقل دیده نمی­ شود و به ندرت در متن زندگی و تحت عنوان فعالیت رسمی تعریف می­ گردد.

در نگاه طیف وسیعی از جامعه تنها اشخاصی به این نوع فضاها گرایش دارند که از پس کارهای معمول جامعه برنمی­ آیند و فعلا خود را سرگرم کرده­ اند! حتی موقع خواستگاری اگر از شغل داماد بپرسند و جواب، «اشتغال در عرصه­ ی فرهنگ باشد» قابلیت رد شدن با همین تک سوال نیز وجود دارد. این اولین چالش است که نگرش اجتماع آن را رقم می­ زند.

چالش

از جهت اقتصادی و درآمدزایی ورود افراد به این حوزه چالش زا بوده و از حداقل حقوق هم نمی­ توان صحبت کرد و تامین معیشت از این مسیر سختی­ های خاص خود را دارد. اهمیت آن برای خواص پر واضح است لکن بستری فراهم نیست که فرد با خیالی آسوده­ (از لحاظ مالی) تمام وقت خویش را در این فضا هزینه کند و لاجرم بایستی کسب درآمد را متوجه کارهای جانبی بداند و قادر نباشد بدون دغدغه نسبت به رزق مادی، بر موضوع تمرکز کند و تمام وجود را به کار گیرد. گاه دیده می­ شود که افراد در این حوزه نیمی از زمان کاری خود را به فعالیت فرهنگی اختصاص می­ دهند و نیمی دیگر را به فضای کاملاً بدون سنخیت با محیط پیشین. گرچه عده­ ای نیز در این میان همه­ ی کارهای خود را انجام می­ دهند و در اوقات مرده­ ی خود به این مهم می­ پردازند!

چالش دیگری که قابلیت شکل گرفتن آن وجود دارد مواجهه­ ی خانواده­ ی شخص با این مسئله است. به همان دلایلی که اجتماع، رویکرد صحیحی نسبت به این میدان گسترده ندارد ممکن است خانواده نیز به علت عدم استقلال فکری در برابر تفکر حاکم بر جامعه، موانعی ایجاد کند تا این مسئولیتِ ارزشی به سمت دیگری سوق پیدا کند. نگاهِ خلافِ واقع نسبت به چنین شأنیتی و تصور نادرست از پیشرفت در کار و نیز مبهم بودن آینده­ ی شغلی باعث ایجاد چالشی در این سطح می­ گردد.

عینکِ مات بر چشمان فرهنگ!

چالش فقط از جنس چالش سطل آب یخ و عکس پروفایل و عکس کارت ملی نیست! در اینجا نیز در عین موجزگویی خواستار بیان چالش هایی هستیم که در فعالیت های فرهنگی جاری است و سبب می­ شود تنها افرادی به آن تن دهند که جنس نگاهشان تمایز با سایر نگاه ها را رقم بزند.

ورود به حیطه فرهنگ با اختلاف در تعریف فرهنگ و کار فرهنگی آغاز می­ شود و همین امر بیانگر نبود قانون ثابت در متن کار است که منشأ این تفاوت­ ها به وجود موجودی چون انسان (با ابعاد و زوایای پیچیده­) برمی­ گردد که قابلیت رویکردهای منحصربه فرد به موضوعات را دارد.

نقش آفرینی در گستره­ ی فعالیت از ارزش والایی برخوردار است که نیازمند نگرشی خلاق و ذهنی جوال در موقعیت و لحظه است، لذا ضوابط از پیش تعیین شده عمدتا جایی ندارند. همچنین عدم رویکرد سنتی انفعالانه و گذر از قالب و ساختارهای دست و پا گیر، موضوعی است که جسارت و خط شکنی این جبهه را می­ طلبد.

فرهنگ

«فرهنگ» دستخوش تغییر

فرهنگ، دائماً دستخوش تغییر و تحول متناسب با دگرگونی خلق الساعه و بسیار سریع در ساحات حیات اجتماعی بوده که هم اکنون نیز شکل جدی­دتری به خود گرفته است. اگر میدان داری به خوبی انجام نپذیرد باید تکرار را تکرار کرد یا متوسل به موج سواری در مقاطع گوناگون بود. مورد اخیر بیانگر ضعف و خلأ در گام­ های تعریف شده توسط جبهه خودی است.

چالشی که در یکی دو سال اخیر در محافل فرهنگی مطرح است اهتمام و جدیت جهت ورود به فاز تخصصی در این حوزه است که ایجاباً فضای پژوهش و تحرک علمی به ضمیمه­ ی دستاوردهای تجربی را می­ طلبد.

درباره تجربیات نسل­ های قبلی باید گفت که حتی اگر منسجم و مدون به دست ما رسیده باشد ناگزیر محتاج به روز رسانی و تطبیق با شرایط فعلی خواهد بود.

برنامه ریزی قبل از ورود به عرصه اجرا/ تمایزهای کاری و حصارهای کذایی

وجه دیگر کار در این حوزه برنامه ریزی هایی است که قبل از ورود به فعالیت و به منظور پیش بینی مراحل انجام آن صورت می­ پذیرد که الزاماً صفر تا صدش در میدان اجرایی محقق نمی­ شود و خیلی اوقات اتفاقی در لحظه، همه­ ی پازل ما را تحت الشعاع قرار می­ دهد و این مهم یعنی عملیاتی فکر کردن و لازمه مدیریت آنی داشتن!

تمایز دیگری که چنین فضایی در مقایسه با حرکت های نظیر خود دارد دیده نشدن زودهنگام نتیجه­ ی وقت گذاری و زمانبر بودن آن است که چالش زا بوده و حتی موجب سردی یا زدگی از کار می­ شود.

عدم تعصب و دلبستگی نسبت به آنچه عمل کرده ایم و بهره برداری از انتقاد یا دلسوزی دیگران و در عین حال از میان برداشتن حصارهای کذایی (که اطراف خود برافراشته ایم) و به تبع آن حضور در محافل و رویدادهای فرهنگی، از مات بودن عینکی که بر چشم داریم خواهد کاست.

مسئله­ ی آخر درگیری روحی و ذهنی برای افراد خواهان ورود به این عرصه است که به مراتب بیش از اشتغال فکری در محیط های دیگر است. به علت اینکه حضور در آن، حاصل غلیان و جوشش برخاسته از دغدغه و مسئولیت باطنی و قلبی است.

و اما…

«عرصه فرهنگ» حکایت کسانی است که زندگی فردی را در حیات جمعی متصورند و آن را بنا بر آرمان­ ها و ارزش­ هایی استوار ساخته اند. لذاست که از عصاره­ ی وجودی خود برای جامعه اسلامی هزینه می­ کنند تا ریه ­های جامعه در جو مطبوع تری به تنفس ادامه دهد…

انتهای پیام/ندای اصفهان/ع

درج دیدگاه

جستجو

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی نداریم.

آخرین اخبار